kennen — wissen
شناختن کسی یا جایی — دانستن یک واقعیت
در فارسی یک واژه، در آلمانی دو تا — و هر دو درست به گوش میآیند.
12 مورد مانده · هر کدام را که بدون فکر کردن به کار میبرید علامت بزنید
kennen — wissen
شناختن کسی یا جایی — دانستن یک واقعیت
legen — liegen
گذاشتن (حرکت) — افتاده بودن (حالت)
stellen — stehen
ایستاده گذاشتن — ایستاده بودن
setzen — sitzen
نشاندن — نشسته بودن
wann — wenn — als
کِی (پرسش) — هر وقت، اگر — وقتی که در گذشته، یک بار
nach — zu
به (شهر و کشور) — به (کس و مکانِ مشخص)
seit — vor
از… تا حالا — … پیش
nach Hause — zu Hause
به خانه (حرکت) — در خانه (مکان)
fragen — bitten
پرسیدن — خواهش کردن
bekommen — werden
گرفتن، دریافت کردن — شدن
lernen — studieren
یاد گرفتن — در دانشگاه تحصیل کردن
schon — noch
از قبل، دیگر — هنوز، باز هم